اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سازندگی و پشتيبانی و هنری و ... در طول تاريخ اسلام و انقلاب ؛ هرگز از خاطره ها فراموش نخواهد شد و کدام عقل منصفی است که به اين همه عظمت و ايثار آفرين نگويد ؟؟ چه زيبا فرموده اند رهبر فرزانه انقلاب که (( ما به زنان مسلمان خود افتخار می کنيم )) .

اما اجازه می خواهم در اين نوشتار پاره ای از مشکلات واقعی و پيش روی اين قشر را که ناديده گرفتن آنها معضلات بزرگتری را به جامعه تحميل خواهد کرد بيان کنم باشد که مفيد واقع شود .

مهمترين معضلات پيش رو (( که بنده در مواردی اعتقاد دارم که اين مشکلات در واقع بحران هستند )) عبارتند از :

1- معضل اشتغال : حضور انبوه دختران در رشته های دانشگاهی اگرچه نشان از افزايش سطح علمی دختران دارد اما از زوايای ديگر نگرانيهايي را به دنبال دارد که اعم آنان عبارتند از ؛؛ حضور گسترده دختران به بازار کار ، راغب بودن کارفرمايان به نيروهای ارزانتر و انعطاف پذيرتر ، بيکاری مفرط موجود در جامعه و به تبع آن بيکارتر شدن دختران ، کاهش تمايل پسران بيکار و دختران شاغل به ازدواج ، مواجه شدن جوانان خصوصا دختران جوان فارغ التحصيل دانشگاهی با بحرانهای روحی و ابهام در آينده ، بکارگيری مردان در امور مربوط به زنان و عدم بکارگيری و مشکل بودن بکارگيری زنان در امور مربوط به مردان خصوصا در نظام آموزش و پرورش جامعه بويژه در استان ما و در نتيجه بيکاری بيشتر فراغ التحصيلان زن ، و .. از معضلات اساسی فرا روی جامعه زنان کشور است که اصلاح نظام آموزشی در واگذاری کامل امورات مربوط به زنان به فارغ التحصيلان و متخصصان زن و نظام اشتغال و واگذاری فرصتهای شغلی به دختران فارغ التحصيل دانشگاهی و .. از جمله راهکارهای اصلاح آن است .

2- معضل ازدواج : آسان شدن زمينه های ارتکاب محرمات،سخت شدن تشکيل خانواده در اثر بالارفتن توقعات در زندگی و کاهش زمينه های تشکيل روابط سالم همراه با رشد بيکاری وفقر ، وارد شدن گسترده اينترنت به جامعه و عدم آموزشهای لازم در نحوه استفاده و تهديد های آن و همچنين استفاده نامطلوب از آن در خانواده ها و جامعه ؛ وضعيت نامطلوبی را ترسيم کرده است که باتوسعه زمينه های تحريک ، کاهش محسوس نظارت عمومی و بی تفاوتی و سهل انگاری برخی دستگاههای مسئول و برنامه ريز و و همچنين برخی خانواده ها و دستپاچگی برخی ديگر نهادها در برخورد و نظارت ،جامعه را به سويي سوق داده است که ميل به ازدواج در قشر جوان به شدت کاهش يافته است و اين امر در مورد بالارفتن سن ازدواج در جوانان خصوصا دختران می تواند به يک بحران جنسی تبديل شود و بيم آن می رود تا خدای ناکرده جامعه به خطای تاريخی گرفتار شود که هرگز چنين مباد .

3- مساله بی حجابی : در سالهای اخير با رواج فرهنگ ابتذال چه در برنامه ها ، چه دراماکن و معابر عمومی و حتی بعضی موسسات و حتی شبه ادارات و ادارات و شرکت ها و سهل انگاری برخی سازمانهای فرهنگی با حرکتی واپسگرايي در زمينه های حجاب ، خصوصا حجاب برتر مواجه شده ايم که زنان و خصوصا نسل جديد زنان و دختران ما را به سمت الگوهای غربی سوق می دهد و آنچه به اين نگرانی می افزايد ، نوشته ها ، مقالات ، کتب و اظهارات غير مسئولانه ای است که هراز گاهی با نفسير های ناصواب و نادرست از حجاب در جامه به گوش می رسد و علاوه بر آن عدم اسلامی بودن مراکز آموزش عالی و عدم استفاده مطلوب از مربيان زن در نظام آموزشی دختران دانش آموز و دانشجو ،عدم تعريف مناسب از نحوه حضور بانوان در ادارات و شرکت ها نيز به اين بحران دامن می زند .

4- شکاف نسل ها و خانواده ها : کاهش نقش خانوادها در نظارت بر فرزندان ، کم شدن نظارت اخلاقی خانواده ها ، مربيان ، و معلمان در مراکز آموزشی ، راکد شدن امر به معروف و نهی از منکر و بن بستهای قانونی و حقوقی در اجرای اين فريضه در حمايت از عاملين به آن ، سپرده شدن نقش تربيتی به رسانه ها و آموزشگاههای نامهذب ، رواج ايده دموکراسی خانوادگی واعطای استقلال به فرزندان در سنين پايين و .... در نهايت باعث بزهکاری و ناهنجاری در بين فرزندان در سنين پايين می شود که در اين خصوص دختران جوان در معرض آسيب پذيری بيشتری قرار دارند .

از علل و عوامل مهم مسبب چنين بحرانهايي می توان به موارد زير اشاره داشت :

- : ضعف تحقيقات در حوزه زنان : که اکثر تحقيقات در اين حوزه توليدی نيستند بلکه ترجمه ديگران و اغلب غربيها بوده و در جامعه با سطحی نگری و انفعال مواجهه بوده و رضايتی را به همراه ندارد و نتايج برخی از تحقيقات ترجمه ای خود به معضلات برهنگی می افزايد .

-: ضعف پژوهشهای ريشه ای : بطوريکه برنامه ها و طرحهای حمايتی از زنان اغلب برمبنای شفاف دينی استوار نيست و نوعی التقاط را تداعی می کند و عدم تبيين آموزه های دينی در حوزه زنان و خانواده در مراکز آموزشی بر اين علل افزوده است .

- : فقدان نگاه کلان به مسايل زنان - ناهماهنگی دستگاهای مختلف در اين خصوص - مديريتهای ناکارآمد و غير علمی – فقدان اطلاعات و آمار کافی و درست -0 نفوذ سازمانهای بين المللی _ ميل به پذيرش الگوهای جهانی و عدم توجه به مسائل بومی و منطقه ای و فرهنگی

برشمردن بخشی از مشکلات و موارد معضل ساز در حوزه مربوط به بانوان به منظور انجام اصلاحات پيشگيرانه خصوصا در استان سراسر شيعه کهگيلويه و بويراحمد است ، نه خدای ناکرده ايجاد ياس و غيره ، چرا که خوشبختانه جامعه اسلامی ما و همچنين روح حاکم بر استان ما در همه اقشار و طوايف و ايلات و عشاير ؛ برای انجام اصلاحات اصولی و اسلامی خصوصا در دولت اصول گرا از توانمنديهایزيادی برخوردار است که نويد بخش افق های روشن می باشد و چه بسيار زنان و مردان ، دختران و پسرانی که خوب می شناسند و خوب تحليل می کنند و در اوج تلاطم بحرانها نباخته اند و و با به چالش کشاندن فرهنگ غرب ، به دنبال دستيابی به الگوی فاطمی در زندگی هستند و دستيابی به اين الگو دور از دسترس نيست و با توجه به آنچه گذشت برخی از پيشنهادات در راستای حل معضلات به شرح زير تقديم می گردد .

- تقويت تحقيقات بنيادين و انطباق آنها با فرهنگ اسلام و نگاه اسلام به زنان

- توجه به جنبش نرم افزاری و نهضت توليد علم با مبانی جديد در حوزه مربوط زنان بر اساس الگوهای اسلامی

- آموزش تئوريک و علمی همه کسانيکه در حوزه های مديريتی زنان مشغول هستند

- ارتباط و تعامل بين نهاد ها و دستگاههای مرتبط در اين خصوص

- تدوين الگوی جامع زنان مسلمان بر اساس آموزه های دينی و نظام اخلاقی و نظام حقوقی زن در اسلام

- اصلاح نظام آموزشی از دبيرستان تا دانشگاه بر اساس نياز سنجی ها و بکارگيری مربيان زن تا سرحد امکان در تمام آموزشها

- رويگردانی از الگوهای غربی و فمينيستی در نظام های آموزشی کشور

- هماهنگی بين بخشهای قانون گذار در خصوص زنان

- سعی در اسلامی کردن دانشگاهها و اصلاح ساختار فعلی حضور بانوان در ادارات (کم کردن ساعات کاری شبانه روزی و مشخص نمودن نحوه حضور و پوشش بانوان در ادارات و شرکت ها ی عمومی و خصوصی ، کارخانجات و ... .. )

- فراهم کردن زمينه ازدواج آسان با برنامه های حمايتی از طرف دولت و نهادهای انقلابی و مدنی

- اجرای امر به معروف و نهی از منکر بصورت سازمانی و فراگير و حمايت قضايي و امنيتی و اصلاح قوانين موجود

- برخورد جدی با عوامل ناامنی در جامعه که منجر به عدم حضور زنان در اجتماع می شود

در پايان ضمن ، ياد آور می شويم که تنها راه برون رفت از معضلات کنونی و رسيدن به افق های روشن تر تمسک عملی و عينی به فرهنگ فاطمی و جريان يافتن آن در برنامه ريزيهای کلان کشور است و استمداد از آن زهره ی فروزنده و الگوی تمام عيار بانوان طی اين راه را آسان تر خواهد کرد . پس يا فاطمه الزهرا

ليلا حسين زاده