تاریخچه شکل گیری ((تفاخر به استفاده از مارک های خارجی ))
مرعوبیت فرهنگی مسأله ای است که از دوره ی قاجار به بعد و به تبع شکست ایران در جنگ های ایران و روس اتفاق افتاد. تا پیش از آن همواره تعاملات تجاری و بازرگانی بین ایران و کشورهای مختلف،
نكته جالب توجه شدت قساوتي است كه هريك در واژگان خود به كار مي برند. اين يكي ديگري را به كفر و فسق و وابستگي به غرب متهم مي كند حال آنكه ديگري او را متهم به ارتجاعي و تاريك انديشي مي كند و مي گويد او مي خواهد كشور را به قرون وسطا برگرداند.در اينجا بايد يادآور شد اين شكاف و قطب بندي در افكار عمومي مصر مساله جديدي نيست هرچند هرگز به اين درجه از خشونت و تندي نبوده است و اين امر بي ترديد بي سابقه مي تواند باشد . از اين رو شايد بتوان گفت شروع اين شكاف به زمان حمله ارتش فرانسه به مصر در سال 1789 برمي گردد. در آن زمان بود كه فرانسوي ها احساس كردند علماي الازهر به افكارشان توجه كمي نشان مي دهند يا شعارهايشان را نمي پسندند. آنها به زودي دريافتند كه بخش اعظمي از جامعه مصر اقتباس از شيوه هاي زندگي غرب را نمي پذيرند. اما اين شكاف در نيمه اول قرن نوزدهم تا اندازه اي پنهان و محدود ماند كه دليلش به دليل اقداماتي بود كه محمد علي پاشا در طول نيم قرن در مصر انجام داد و تا پيش از اشغال كشور توسط انگليسي ها در سال 1882 تعداد كمي از مصري ها در معرض غرب زدگي قرار گرفتند .با پايان قرن نوزدهم ميلادي، اين شكاف يك بار ديگر بين شيخ محمد عبده و طرفدارانش از يك سو و كساني كه تمدن غربي را به كلي انكار مي كردند از سوي ديگر سرباز كرد و آنها عبده را
رجانيوز- گروه فرهنگي: ششم تيرماه، سالروز ترور نافرجام آيت الله سيد علي خامنهاي است. به همين مناسبت بخشي از كتاب «حافظ هفت» كه در اينباره است را در زير ميخوانيد. اين كتاب را اكبر صحرايي در قالب رمان و درباره سفر رهبر انقلاب به استان فارس نوشته است. صفحات 408 تا 415 اين كتاب روايتي نو و با زاويه ديدي جديد از ماجراي ششم تير دارد. خواندن اين متن حتما راز انتخاب عنوان حافظ هفت براي اين كتاب را هم براي شما بر ملا خواهد كرد.نیم ساعت زودتر از اذان ظهر، همراه خلبان عباس بابایی، به مسجد ابوذر تهران میرسی و گوشهی شبستان گفتوگو در مورد جنگ را با او شروع میکنی تا وقت نماز. نماز تمام میشود. طبق روال روزهای شنبه، برای سخنرانی پشت تریبون مسجد قرار میگیری. بعد از سخنرانی، نمازگزارها و معدودی که به نظر میرسد از قبل سازماندهی شدهاند، پرسش خود را ابتدا شخصی مطرح میکنند:
-
به گزارش بولتن نیوز به نقل از ابرار معاصر تهران، به دور از دلایل و عوامل حقیقی پشتپرده جریان انتقال قدرت در قطر، از فشار خارجی گرفته تا تمایل امیر قطر در تثبیت قدرت برای فرزند و ولیعهدش در برابر رقابتهای موجود در خاندان و نیز باتوجه به وضعیت جسمانی او که با یک کلیه زندگی مینماید، مسلم است که این مسئله نکات و ملاحظاتی را در پی خواهد داشت که فقط محدود به تغییرات ظاهری به وجود آمده نیست.
نکته اول اینکه، آنچه در قطر روی داد، مسئله بیسابقهای در این امارت و در دیگر کشورهای محافظهکار خلیج فارس میباشد؛ زیرا قدرت در زمان زنده بودن حاکم منتقل میشود. همین امر زمینه را برای واگذاری قدرت بدون در نظر گرفتن قوانین و مقررات وضعشده، فراهم خواهد نمود.
نکته دوم اینکه، انتقال قدرت در این اوضاع بر اساس «وراثت» صورت گرفت و اگرچه مسئله موروثی بودن قدرت در پادشاهیها و امارتهای خلیجی امری بدیهی است، امارت امیر تمیم جوان که در پی واگذاری قدرت امیری دیگر در زمان حیات و به صورتی آرام به نسل بعدی انجام میپذیرد، امری نامعمول در کشورهای خلیج فارس است که بر دیگر کشورها بیتأثیر نخواهد بود.
نکته سوم اینکه، قدرت حاکم بر قطر نسبت به انقلابهای بهار عربی که در دیگر کشورهای عربی جاری است، بیتوجه نبوده است. شاید حاکم قطر پیامدهای اینگونه تغییرات را که احتمالاً بیشتر از دیگر کشورهای عربی و منطقهای در آن شریک بوده است را در نظر داشته است
| |||||
![]() | |||||
| |||||