وحشت مردم در غرب ازبازگشت القاعده ازسوریه به کشورهای حامی
پایگاه بصیرت؛ گروه سیاست خارجی/مداخله کشورهای غربی و اروپایی به سردمداری آمریکا در تحولات سوریه وارد سال سوم خود شده است. آمریکا که به شدت از نقش آفرینی سوربه در خط مقاومت منطقه علیه رژیم صهیونیستی و منافع غرب و ارتجاع عربی نگران بود و همواره حذف و یا حداقل تضعیف سوریه به عنوان حلقه میانی خط مقاومت را به عنوان راهبرد اصلی منطقه ای خود پیگیری کرده است، به پروسه بیداری اسلامی به وقوع پیوسته به مثابه فرصتی برای خود نگریست و به سرعت دست به سناریوسازی با اهداف چندگانه زد.
غرب تلاش کرد در بستر خیزش اسلامی در منطقه خاورمیانه، کاریکاتوری از بیداری اسلامی را در سوریه شکل دهد تا هم اذهان مردم منطقه و جهان را از موج بیداری اسلامی آغاز شده در تونس دور سازد و هم هم پیمانان و حاکمان دیکتاتور وابسته به خود را که با مشاهده موج عظیم بیداری اسلامی به شدت روحیه خود را باخته و سلطنت خود را در معرض نابودی می دیدند، امیدوار نموده، وادار به مقاومت و مقابله با این نهضت های مردمی ولو به قیمت قتل وکشتار نماید.در سناریو غرب برای اجرای چنین عملیاتی نیاز به یارگیری در ساحت ها، نقش ها و جایگاه های مختلف بود؛ از نیروهای مبارز در میدان درگیری تا مفتی های دینی که بتوانند نرم افزار جنگ و مبارزه را تهیه نمایند؛ از مکانی برای آموزش نیروهای تروریستی تا دلارهای نفتی که پایان ناپذیر بتواند برای سال ها پشتیبانی مالی و لجستیکی از معارضان را تامین نماید. لذا تقسیم کاری صورت گرفت و هرکدام از بازیگران نسبت به ماموریت های خودشان توجیه شدند؛ مفتی های وهابی و سلفی که زمینه های بیشتری برای واگرایی از گفتمان اسلام ناب دارند و عملکرد گذشته شان وابستگی آنها به غرب را نشان می دهد، همچون یوسف قرضاوی مفتی مصری الاصل قطری، آل شیخ، مفتی وهابی سعودی، فتوا به وجوب جهاد در سوریه علیه برادران مسلمان خود دادند و خون، مال و ناموس مدافعان از سرزمین اسلامی و حاکمیتی را، برای تروریست های وارداتی حلال اعلام کردند؛ تروریست هایی که از سرزمین های مختلف اسلامی همچون الجزایر، تونس، عربستان و حتی کشورهای اروپایی و آمریکا به قصد رسیدن به بهشت و یکسره کردن تکلیف حکومت سوریه آمده بودند.
حدود 20 تا30 هزار معارض از این مناطق به سوریه گسیل شدند و در خاک ترکیه که گسترده ترین مرز را با سوریه دارد، آموزش دیدند. عربستان و قطر تامین کنندگان دلارهای نفتی و هزینه های برکناری حاکمیت سوریه شدند و ملک عبدالله با افتخار اعلام کرد حاضر است هزار میلیارد دلار از پول بیت المال مردم عربستان را صرف پیروزی تروریست ها در سوریه کند. طراحی، تأمین اطلاعاتی و پشتیبانی رسانه ای انقلاب کاریکاتوری در سوریه نیز بر عهده آمریکا و برخی از قدرت های اروپایی قرار گرفت. اما سوریه با روحیه بسیار بالا و متکی بر حمایت و پشتیبانی جوانان این کشور توانست حدود 27 ماه مقاومت کند و فضای درگیری را به نفع خود تغییر دهد تا این که غرب به این نتیجه رسید که از راه نظامی نمی تواند در سوریه پیروز شود، بنابراین جبهه عربی - غربی وارد فاز دیپلماتیک شد. در حال حاضر غرب در کنار اقدام نظامی و حمایت های مالی جدید، فاز دیپلماتیک را هم برای فیصله دادن به تحولات سوریه پیگیری می کند و نماینده به کشورهای مختلف از جمله روسیه برای مذاکره می فرستد، اما همزمان غربی ها نگرانی بزرگتری نیز دارند که حاصل مداخله گری آن ها در سوریه است و آن کابوس بازگشت معارضان سلفی با تفکراتی القاعده ای به کشورهای اروپایی و آمریکایی است؛ مسئولان غربی نگران پول ها و اسلحه هایی هستند که در دستان این تروریست ها است و می توانند خواب اروپایی ها را در آینده آشفته کنند. در این باره تعدادی از صاحبنظران اروپایی هشدارهایی را داده اند. اما چرا بازگشت احتمالی شهروندان دارای تفکر سلفی ها به کشورهای غربی موجب نگرانی آنها شده است؟ تفکرسلفی ها، وهابی ها و القاعده چیست؟
نگاهی مختصر به تاریخچه، ریشهها و تفکرات سلفی ها
سلفی گری مکتبی است مبتنی بر بازگشت به سیره و اندیشهای که به حدیثگرایی شناخته میشود، عمده ویژگیهای این مکتب استناد به ظواهر آیات و روایات و نفی هرگونه تفسیر و تأویل، حدیثگرایی افراطی و تقلید محض از رفتار است. سلفیان از نوآوری گریزانند و در دیدگاه آنان هرگونه کمک و آمرزش از غیر خدا به طور کلی ممنوع است.منظور از سلفیه همان کسانی هستند که خود را به سلف منسوب کردهاند، آنان در قرن سوم هجری ظهور کردند و از حنبلیان بودند و چنین میپنداشتند که تمام آرایشان به احمد حنبل منتهی میشود. همان کسی که عقاید سلف را زنده کرد و در راه آن جنگید تا این که در قرن هفتم با تلاش های ابن تیمیه، سلفی گری ظهور تازه ای یافت. ابن تیمیه در فراخوانی به سلفیه بسیار کوشید و مسایل دیگری به آن افزود که اوضاع آن دوران او را به اندیشیدن درباره آنها واداشته بود، سپس در قرن دوازدهم در شبه جزیره عربستان، محمدبنعبدالوهاب، این اندیشه را زنده کرد.
به لحاظ مبانی فکری، تفاوت هایی مهمی بین تفکرات سلفی با سایر مذاهب اسلامی وجود دارد. به عنوان نمونه نگاه سلفیان به مسأله توحید بدانگونه است که آن را نخستین پایه اسلام میدانند و به اجمال با آنچه تمام مسلمانان بر توحید و وحدانیت خدا تأکید میورزند، موافقتدارند، ولی مسائلی را منافی با یکتاپرستی فرض میکنند که با مخالفت علمای برجسته مذاهب اسلامی مواجه شده و می شود، از آن جمله مسأله صفات خبریه است. به اعتقاد ابن تیمیه باید آیات و روایات مربوط به صفات خبریه مانند: استواری خداوند بر عرش و نظایر آن را بر مدلول ظاهری آن حمل کرد و از هر گونه تأویل بر حذر بود و مدعی شد که سلف امت، یعنی صحابه بر تابعین نیز همین روش را داشتهاند. ابن تیمیه از یک سوی مدلول و مفاد ظاهری آیات و احادیث صفات خبری را میپذیرد و تصریح می کند که خدا در آسمان و برعرش استقرار دارد و میتوان به او اشاره حسی کرد، و از سویی دیگر برای رهایی از اشکال تجسیم و تشبیه، یادآور میشود که کیفیت و چگونگی این صفات در خداوند برای ما معلوم نیست.
ابن تیمیه که خود پرچمدار مذهب سلفی ها است، سه پایه و اساس را پی ریخته است:
1. سفر برای زیارت قبر پیامبر را بدعت و شرک دانست.2. توسل به پیامبر(صلی الله علیه وآله) و اهل بیت(علیهم السلام) و اولیاء الهی و تبرک جستن به آثار آنان را مخالف با توحید در عبادت دانست. 3. بسیاری از احادیثی را که درباره فضایل اخلاقی اهل بیت پیامبر( صلی الله علیه وآله) در صحاح ومسانید و حتی مسند احمد بن حنبل وارد شده است مردود اعلام کرد.استغاثه و توسل به غیر خدا نیز از جمله مبانی تفکری سلفیت است که امروز عامل بسیاری از مشکلات وهابیت با جهان اسلام و مذاهب اسلامی و دستاویزی برای اسلام هراسی و سوء استفاده دشمنان اسلام است. در نگاه اکثر مسلمانان صدا زدن و یاری طلبیدن از اولیای الهی شرک نیست، زیرا ملاک توحید و شرک استقلال و عدم استقلال است. اگر کسی معتقد به تأثیر مستقل اولیای الهی در برخی امور باشد، این کار شرک است، اما اگر به این جهت به آن ها متوسل شود که آنها از خدا بخواهند حاجت او برآورده شود، این کار شرک نیست، بلکه عین توحید است. اما در دیدگاه سلفیان، هرگونه کمک خواهی و طلب فریاد رسی از غیر خدا به طور کلی ممنوع است. آنان نقل کردهاند که پیامبر(صلی الله علیه و آله) دیگران را از استغاثه به خود بازداشت. همچنین آمرزش نیز فقط از خدای سبحان است، بنابراین جایز نیست از غیر خدا خواسته شود که مرا بیامرز یا کمکم کن.
نوع مبانی فکری سلفی به گونه ای تفسیر و توجیه شده است که همواره در طول عمر دو سه سده ای خود به ابزاری در دست بازیگران قدرت و سیاست، اعم از داخلی مثل سعودی ها و سایر قدرتمندان ارتجاع عربی و خارجی مثل آمریکا و انگلیس تبدیل شده اند. قدرت های جهانی همواره از زمینه های فکری سلفی ها برای دامن زدن به اختلافات مذهبی و قومی و دوگانه سازی بزرگ درجهان اسلام بین شیعه و سنی استفاده کرده اند. نمونه بارز آن مسائل امروز افغانستان، عراق، و سوریه است.
تروریسم صادراتی به سوریه؛ معضل داخلی آمریکا و اروپا
اکنون سلفیتی که با وجود چنان تفکرات بسته و خطرناک، تحت حمایت آمریکا و غرب در سوریه مسلح شد، به معضل مهمی برای غربی ها تبدیل شده است. اغلب کارشناسان و مسئولان امنیتی غرب پیش بینی می کنند، صدها مسلمان افراطی با گذرنامه های اروپایی و امریکایی که اکنون در سوریه درحال نبرد با ارتش سوریه هستند، در آینده ای نزدیک به کشورهای غربی باز خواهند گشت. مردم اروپا و آمریکا که در گذشته اعتراضات و تظاهراتی نیز به مداخله غربی ها در امور داخلی سوریه می کردند و نگران تبعات این قبیل حمایت ها از تروریست ها بودند، امروز با عصبانیت و نگرانی از بازگشت تروریست های مورد حمایت اروپا و آمریکا، مسؤولان کشورهای خود را مورد مواخذه قرار داده و آن ها را احمق هایی می دانند که مسبب وضعیت موجود هستند.
برخی از گزارش های امنیتی و اظهارت مقامات اروپایی و آمریکایی عمق و گستره این نگرانی ها را نشان می دهد.
1- در اواسط تابستان سال 91، یعنی تقریبا هفده ماه پس از درگیرسازی سوریه با تروریست های وارداتی، رئیس سازمان امنیت خارجی آلمان (BND) از تصمیم گروه تروریستی القاعده برای انجام عملیات انتحاری ترور در کشورهای اروپایی خبر داد. "گرهارد شیندلر" با هشدار نسبت به این گونه اقدامات تروریستی، خاطر نشان کرد: «براساس اطلاعات به دست آمده، تهدید اصلی از سوی اعضای شاخه القاعده در یمن است. گروه های وابسته به القاعده برنامه ریزی کرده اند که اقدامات تروریستی خود را در اروپا انجام دهند. عناصر القاعده برای دستیابی به اهداف خودشان تلاش می کنند که افراد خود را در درون کشورهای اروپایی تقویت کرده و امکانات لازم را در اختیار آنان قرار دهند.»
2- چندی قبل پاول تاراسنکو، در مقاله ای در روزنامه کامرسانت با عنوان« اروپا آماده دیدار با تروریست ها می شود»، به شدت از تبعات حمایت اروپایی ها از گروه های سلفی و القاعده ای در سوریه ابراز نگرانی کرده و با آینده نگری به مواردی از احتمال بالای دست زدن عناصر سلفی به اقدامات تروریستی پس از بازگشت آن ها به اروپا اشاره می کند. برخی از این تروریست ها شهروندان رسمی اروپا بوده و برخی دیگر گذرنامه اروپایی دارند و در کشورهای مختلف در حالی که غرب بانگ حقوق بشر می نوازد، مردم بی گناه را به خاک و خون می کشانند.
3- همچنین وزارت کشور انگلستان با ارائه گزارشی به پارلمان این کشور در موضوع مقابله با تروریسم، نگرانی خود از وخامت اوضاع در لندن در ارتباط با مناقشه سوریه را اعلام کرده است. طبق ارزیابی های نویسندگان این گزارش، از پیروان اسلام افراطی می توان انتظار خرابکاری و اعمال تروریستی گسترده ای را در اروپا داشت. کارشناسان وزارت کشور انگلستان هشدارمی دهند: جنگجویانی که به اروپا باز می گردند، می توانند انفجاراتی را سازماندهی کرده و از روش های خرابکاری غیر معمول استفاده کنند. بویژه خطر بکاربردن سلاح های بیولوژیکی بسیار زیاد است. تروریست ها می توانند به داخل آزمایشگاه یکی از دانشگاههای انگلستان نفوذ کرده و از آنجا نمونه هایی از ویروس های خطرناک را با خود ببرند. علاوه بر وزارت کشور، مسولان امنیتی انگلیس نیز هشدارهایی را در این باره داده اند. طبق اظهارات چارلزفار، رئیس سرویس امنیتی و ضد تروریستی انگلستان، اکنون در جبهه مخالفان و رادیکال های سوری ۷۰ تا ۱۰۰ نفر از شهروندان انگلستانی به جنگ مشغولند. کل تعداد اروپایی هایی که با رژیم اسد جنگ می کنند، تقریبا چند صد نفر می باشند. قسمت اعظم آنها به گروه جهادی” جبهه النصره ” که ارتباط نزدیکی با القاعده دارند، متعلق هستند.
4- باید گفت که تنها انگلیسی ها نگران این مسئله نیستند. دولت هلند از اوایل ماه مارس درارتباط با احتمال بازگشت جنگجویان دارنده پاسپورت هلندی از سوریه، سطح تهدیدات تروریستی در این کشور را تا حد بسیار زیادی ارتقا داده است. به گفته یک کارشناس روسی، این جنگجویان در جنگ بی رحم تر و زخمی و رادیکال تر شده اند. هلندی ها ترس این را دارند که روزهای برگزاری مراسم های ملی، تروریست های بازآمده این کشور را ناامن کنند.
5- دولت فرانسه نیز در وضعیت سختی قرار گرفته است. طبق اطلاعات وزارت کشور فرانسه، در جبهه تروریست های سوری از ۵۰ تا ۸۰ نیروی فرانسوی در حال نبرد می باشند. علاوه براین برخی از شهروندان فرانسوی به کشورمالی اعزام شده و در شمار اسلامگرایان قرار گرفته اند. این مسئله رد نمی شود که تعدادی از آن ها علیه هموطنان خود، یعنی نظامیان ارتش فرانسه می جنگند. امروزه این هشدار در پاریس رایج شده که می گویند: "بازگشت رادیکال ها آغاز شده است." چندی قبل پلیس فرانسه چند نفر که از سوریه بازگشته بودند را بازداشت کرد و پس از بازجویی به خاطر عدم وجود شواهدی در ارتباط با جرم آن ها را آزاد نمود .
6- همچنین نیک رابرتسون، خبرنگار ارشد شبکه تلویزیونی سی ان ان در امور بین الملل، در گزارشی خبر از کشف جزئیات طرح های القاعده برای حملات در اروپا و مناطق دیگر جهان که در داخل فایل هایی حاوی فیلم های ضد اخلاقی جاسازی شده بود، ارائه کرد. خبرنگار سی ان ان با اشاره به گزارش پلیس آلمان مبنی بر جاسازی ماهرانه بیش از صد سند معتبر درباره اقدامات القاعده در این حافظه قابل حمل گفت: در این حافظه قابل حمل اسناد برخی از حملات گسترده القاعده مخفی شده و ایده هایی برای انجام حملات القاعده در آینده وجود داشت. این طرح ها توسط برخی از طراحان ارشد القاعده در سه سال گذشته طراحی شده بودند.
7- یک ماه قبل نیز مجله فرانسوی "ماریان"، قطر را به تلاش برای افزایش نفوذ خود از طریق گسترش وهابیت در اروپا متهم کرد. ماریان نوشت: «قطر تلاش میکند وهابیت را در فرانسه گسترش دهد. تنها هدف قطر از سرمایه گذاری در فرانسه حمایت مالی از اخوان المسلمین است.» "اوس سینگور" محقق فرانسوی امور خاورمیانه نیز در این باره اظهار داشت: «رؤسای مراکز اسلامی در فرانسه به قطر می روند و اموالی را از این کشور کوچک دریافت میکنند، که این امر به معنای سرسپردگی رؤسای این مراکز به قطر و سوء استفاده قطر از آنها برای تأمین منافع خود در آینده است. قطر نقشی مخفی در فرانسه ایفا می کند که تاکنون این نقش فاش نشده بود.»
8- اخیرا «مرکز مطالعات بینالمللی بنیادگرایی» در لندن از طریق یکی از محققین خود به نام «آرون. وای. زلین» تحقیقی درباره حضور بنیادگرایان اروپایی در سوریه برای جنگیدن علیه بشار اسد انجام داده که تعداد آنها را بین ۱۴۰ تا ۶۰۰ شهروند اروپایی می داند. زلین معتقد است که سوریه در حال حاضر به یکی از مهمترین کشورها برای بنیادگرایان اسلامی تبدیل شده است. شبه نظامیان اسلامگرا مثل قبایل کوچنشین عمل میکنند. آنان سالها در افغانستان و عراق جنگیدند و حال سوریه را جذابترین مکان برای فعالیت خود میدانند. وی بدون اشاره به نقش غربی ها در خلق و پیدایش آنها، معتقد است حضور داوطلبان اروپایی در سوریه به کابوس سرویسهای اطلاعاتی غرب تبدیل شده است.
به هر حال، تسلیح گروه های القاعده که به اعتراف هیلاری کلینتون، وزیر امورخارجه پیشین آمریکا، ساخته همین کشور و در خدمت غرب بوده اند و زمانی از آن ها در افغانستان، سومالی، یمن و… در راستای منافع غرب استفاده شده و گاهی نیز مانند آنچه در سوریه شاهدیم، ابزاری برای اعمال فشار بر دولت مرکزی و سوق دادن آن به سوی سقوط هستند، امروز به بلای جان امنیت کشورهای مسلح کننده تبدیل شده اند. در این مورد غرب حق ندارد کسی جز خودش را ملامت کند.
امروزه غربی ها علاوه بر این که درگیر بحران اقتصادی، اعتراضات مردمی و شورش های حاشیه نشینان هستند، سایه وحشت القاعده را نیز بر سر خود احساس می کنند و درآمدهای ملی را که باید خرج ترمیم اوضاع اقتصادی خود کنند تا مردم این جوامع را از ریاضت اقتصادی نجات دهند، باید خرج تأمین امنیت خود نمایند. نکته آخر این که تاریخ اروپا نشان می دهد، هر زمان سایه نا امنی و وحشت بر این کشورها گسترش یافته است، جریان های ملی گرای افراطی یعنی نازیسم و فاشیسم سر برآورده اند و مردم نیز به آن ها رغبت نشان داده اند.